تبليغاتX
ترش و شيرين - ماوقع
ماوقع شنبه سی ام خرداد 1388 8:15
سلام عليكم و رحمه الله و بركاته

اوضاع و احوال چطور است؟

بعد  از يه هفته پرتلاطم ميگم بهتره برگرديم به روال عادي زندگاني

هفته پيش از همه لحاظ بد بود اه اه

پنجشنبه تنهايي واسه خودم رفتم خريد و پولي كه اداره بابت روز زن داده بود رو هاپولي كردم. 100 تومن دادن ،رفتم نصفيشو آب كردم اونم تنهايي

ساعت و شلوار و كفش گرفتم هرسه تاش شد 45 تومن.خوشمان آمد گرون نخريدم! زيبا هم هستن ها .

بعدشم رفتم خونه ددي . شب هم اونجا موندم چون آقامون رفته بود كوه. ميگم باهاش دعوا و جارو جنجال كنم باز ميگم نميشه كه صد در صد مال من باشه.دوستاشم متاهلن ..خانمهاي اونا چرا اعتراض نمي كنن؟

شب خواب ديدم آقايي داره سيگار ميكشه تو خواب اينقدر باهاش دعوا كردم و گريه كردم كه از خواب پريدم!!!

ديروز هم كلا خونه ددي بودم تا شب. خواهري هم كه امتحان داره مخم رو خورده نمود .درس انقلاب رو داشت مي خوند از دوران شاه و اينا ... از دموكراسي و رفراندوم و اينا...

ناهار به مامان كمك كردم خورش سبزي درست كرديم.بد نشد اما زياد هم مورد پسند خودم واقع نشد.

شب هم با آقايي رفتيم خونه داداشش كه داره خونه‌ش رو تغيير ميده واي ياد پارسال خودمون افتادم كه چه سخت بيد.

بعدم اومديم خونه و هر كاري كرديم اين مه واره عزيز هيچچچچچ جا رو نمي گرفت. اي خدا خفه شديم ديگه.

پست قبلي هم به دلايل امنيتي ثبت موقت شد!



نوشته شده توسط ملي  | لینک ثابت |