تبليغاتX
ترش و شيرين
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 10:45
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم براي همتون تنگ تنگ شده بخدا ... باورم نميشه نت وصل شده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سيستم هاي اداره بشدت همشون ويروسي شدن (به خاطر شبكه) و اين خانم مسئول گفته تا برام آنتي قوي نخرين كاري نمي كنم .همين الان هم سيستم بنده دم به دقيقه قفل ميشه و باز هم نميشه و بايد ري استارت بشه .

همين طوري زدم رو كانكشن ديدم وصل شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واي خيلي وقته نبودم حال همتون خوبه جان من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه وصل موندم كه به همه سر خواهم زد اگرم كه نه ، قطع شد بازم عذر مي خوام

دلم ميخواد تك تك بغلتون كنم دوستون ... آي لاو يووووووووووووووووووو

نوشته شده توسط ملي  | لینک ثابت |

بيمه عمر آقايي سه شنبه هشتم بهمن 1387 8:57
سلام عليكم و احوالات چطوره؟

ديروز ماموريت بودم هااااا .. اداره نبودم هااااااااا

از كله سحر رفتيم ... من و دو تا ديگه از همكارا و راننده . تا مقصد 2 و نيم ساعت فاصله بود .. ماشينمون سمند بود و جاده هم خراب خراب... يه قسمتش كه دقيقا بايد از يه كوه مي رفتيم بالا و از اونطرف ميومديم پايين!!! آخراش كه كم مونده بود مثل قديما برم پايين گلاب به روتون ... بالا بيارم ولي خدا رحم كرد جلو همكارام آبروم نرفت... سخته با چند تا آقا ماموريت رفتن.

منم بدبختي اينه كه همش تو ماشين خوابم !!! هركاري ميكردم بيدار بمونم مگه ميشد .. چشام چهارتا چهارتا ميديد ...

آخر روز هم ساعت 5 ونيم بالاخره بعد از سختيهاي فراوون رسيديم.. اه هميشه از ماموريت اين شهرستان بيزارم...

خوب به سلامتي امتحانات همه تموم شده مخصوصا مخصوصا خواهركمان كه مارا نيز بسي كلافه نموده بودندي. ترم بعدم دوباره بايد همين سختيها رو بكشم !!!

نميدونم آزمون آزاد شركت كنم يا نه .. هر چند رشته خودم كه شركت نكنم استارتش خيلي برام سخته و هر كاري مي كنم نمي تونم كتاباي رشته مدي.ريت رو بخونم .بابا يه حرف رو صد بار به صد بيان و در صد قالب تكرار كرده خوب منم حس و حال درست حسابي ندارم كه بخونم ... از طرفي فعلا از لحاظ مالي هم قوي نيستيم كه بتونم شهريه‌ش رو راحت بدم .. سراسري هم كه امتحانش نزديكه و من دير جنبيدم

شايد سال ديگه خدا يه نيروي عظيم بهم داد كه بتونم براي سراسري خووب بخونم !! البته خودم رو كه مي شناسم خيلي بعيده .. فعلا انگيزه كافي و وافي ندارم !!


آقايي بيمه عمرشو به نام من كرده بوده از اول ازدواجمون .. ديروز نامه تمديدش اومده.. همكاراش گفتن بابا چرا به اسم خانمت زدي؟؟؟؟ بزن به اسم مامان بابات كه اگه اتفاقي براي تو افتاد ـ مار به زبونوشن نيش بزنه ، دور از جونش ـ پولش به اونا برسه..آقايي هم گفته نههههههه ملي زندگيمه !!!

گفتم همينا رو گفتي؟؟؟!!! گفت آره جلو چند تا از همكارام گفتم ... واي نمي دونين چه ذوقي كردم!!!اصولا آقايون چون خيلي كم تعريف مي كنن وقتي تعريف  كنن آدم پس ميفته از خوشي.

پريشب هم رفتيم خونه دخترعموم ... سوميه ..كه بارداره ،نزديك وضع حملشه ! واي عين توپ قلقلي شده . مي گفت بعد از ز.اي.مان مي خوام باربي شم . اين مدت كلافه شده اساسي از اينكه نمي تونه لباس بخره و خوش تيپ كنه .همش به من حسوديش ميشد.گفتم من براي اينكه اين سختيها رو نكشم ميخوام يه بچه آماده بيارم!!

خيلي حرف زدم .. هنوز گزارش بازديد هم ننوشتم ننهههههه

نوشته شده توسط ملي  | لینک ثابت |

معرف ازدواج يكي شدن؟؟؟ یکشنبه ششم بهمن 1387 8:16
سلام دوستان روز خوش

فكر كنم شهر ما مورد غضب الهي قرار گرفته حالا چرا و چگونه ...نمي دونم

از اول فصل سرما يكي دو بار بارون و يه بار هم يه برف كم باريده و ديگر هيچ . فقط سرما زياده .صبحها كه از خونه ميام بيرون دلم ميخواد خيلي سريع يه تاكسي گرم و راحت سوار شم و برسم اداره

آقايي اين روزا برام عذاب وجدان داره كه نميتونه منو برسونه اداره ... همش عذرخواهي مي كنه كه من پياده يه قسمت ازمسيرها رو ميام و اذيت ميشم...


ما يه همكار شركتي داريم تو ماشين نويسيه ـ همون كه چند پست قبلي در موردشون حرف زدم ـ فوق ديپلم و مجرد .. چند وقت پيشا خواهر كوچيك آقايي گفت كه يكي ازدوستاش براي داداشش دنبال يه مورد خوب هستن ،كارمند باشه و متولد 59 يا 60 .. منم شوخي شوخي گفتم ما تو اداره داريم .. نگو قضيه جديه و واقعا دارن ميگردن!!!!

اين خانم رو آقايي اينا هم مي شناسنش .. نسبت دور دور فاميلي دارن . به آقايي كه جريان رو گفتم خوشش نيومد .. آخه اين خانمه حدود 9 سال تقريبا با پسرعمه‌ش قرار بود ازدواج كنه ولي اين اواخر بعلت كوتاهي پسره و اينكه زياد رغبت نداشت ،قضيه به هم خورد هرچند از همون اولشم خونواده دختر خانم راضي نبودن .. حالا سر اين قضيه آقايي ميگه كه تو چرا واسطه شدي؟ بعدها اگه همون پسرعمه‌ش اومد و تو زندگيشون مشكلي بوجود آورد هر دو طرف تو رو نفرين مي كنن!

راست هم ميگه .. البته من فكر نميكردم جدي بشه ها.. ديروز خواهر اين آقاي جديد اومده اداره و باهاش صحبت كرده اما نگفته كه معرف من بودم! خدا به خير بگذرونه ...

واي دوستان فكر كنم بزرگ شدم .. پستهام مودبانه شده !!!!

نوشته شده توسط ملي  | لینک ثابت |

از تست هوش تغيير يافت! چهارشنبه دوم بهمن 1387 9:31
 

با سلام مجدد

مث اينكه عكسي كه گذاشتم رو نتونستين ببينين .. مهم نيست برش داشتم كه اذيت نشين ديگه

از خودم خاطرات متصاعد نمايم:

ديروز بعد از تايم اداري رفتم خونه پدرجانمان... مي خواستم براي شام سمبوسه درست كنم اما مامان ديزي بار گذاشته بود

داداش كوچيكه خيلي سمبوسه دوست داره و با حرف من وسوسه شده بود كه با مخالفت مامان ،بينشون گرد و خاكي شد... و من نيز عذاب وجدان گرفتم .آخرشم درست نكرديم ولي بار بعدي كه برم حتما درست ميكنيم

براي شام هم توسط اس ام اس آقايي رو دعوت كردم و اونم اومد

بعد شام هم رفتيم خونه داداش 4 كه چسبيده به خونه ددي و نزديكه... اونجا هم تا 10 ونيم مونديم و بعدش اومديم خونه

داشتيم پياده ميومديم كه دوست آقايي و خانمش رو ديديدم .سوارمون كردن و رسوندن خونه

مدتيه چشام اذيت ميشه نميدونم از عينكه يا از كامي ... البته اينو قبلا هم گفته بودم و قرار شد برم دكتر اما هنوز نرفتم .. چقدر تنبلم. اصلا به فكر سلامتيم نيستم .دختر بد

از رئيسم گفته بودم.... چند وقته با همه بزرگترهاي اداره تنش وكرنش دارم!!! آخه نيست آخر ساله، براي بالا بردن عملكردشون هي از ما آمار و ارقام و عملكرد الكي ميخوان كه آخر سال خود رئيس عزيز پزشو بده. منم كم پيش مياد اعتراض كنم .هرچند كاراشون خيلي خلاف قانونه ولي چون همه پشتيبان هم هستن و اگه من مخالفت كنم ميزنن پر و بالم رو ميريزن، معمولا اعتراضي نمي كنم

اما اين اواخر كاسه صبرم لبريز شده ديگه .. به چي دلخوش كنم كه حرفي نزنم؟؟؟ چه كار مفيدي برام انجام دادن؟ اضافه كارم بالاست؟ حقوقم خيلي زياده؟ خونه سازماني بهم دادن؟؟؟؟

القصه مدتيه با رئيس كوچيكه و معاونه و رئيس بزرگه به تناوب كنتاكت دارم .البته خيلي هم سعي ميكنم دم نزنم و هر چي ميگن انجام بدم ـ به خودم ميگم به من چه هر كسي اومد گير داد ،ميگم سه امضا بالاتر از امضاي من هست به اونا گير بدين ـ ولي دريغ و افسوس از اين ملي نترس و بي پروا!!!!!

نوشته شده توسط ملي  | لینک ثابت |